تبليغاتX
دانشجويان مهندسي برق بوعلي (ورودی 87)
به نظر شما دليل كاهش بازديد از وبلاگ كداميك از گزينه هاي  زير مي باشد؟

لطفا عدد مربوطه را در نظرات قرار دهيد.

1:ميان ترم

2:حضور سايه و ....

3:نبود بر و بچه هاي باحال برق ( بعضي از حاج خانم ها و حاج آقا ها)

4:نبود پست هاي (به قول بچه ها)مزخرف اين جانب(آخه من مسئول چرت و پرت وبلاگ هستم)

5:عدم كارايي مديريت و شوراي مركزي بسيار محترم

6:دروغ هاي بعضي ها كه باعث توهين من به يكي از بچه ها شده

7:نگاشت همديس

8:ترس از اساتيد

9:به پايان رسيدن هدف تاسيس اين وبلاگ

10:حذف يارانه ها و شكست مصر در برابر الجزاير

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 14:14  توسط ميلاد ثقفي | 
انا الله و انا الیه راجعون

جناب آقای مرادی٬مدیریت محترم وبلاگ٬درگذشت پدربزرگ گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض می کنیم و از خداوند منان طلب مغفرت برای آن مرحوم و تمنای صبر برای خانواده آن مرحوم مغفور خواستاریم.

از طرف بچه های برق ۸۷

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 12:37  توسط بابک کشاورز | 

... هوا خوب نبود. خيلي سرد شده بود. باد كه مي آمد، سرما را تا عمق استخوان نفوذ مي داد. مدتي قبل تر هم باران زده بود. زمين گلي شده بود. راه رفتن هم مشكل! جلوي مسجد دانشگاه شلوغ بود. گوني هاي پر از خاك را روي هم چيده بودند. اطراف گوني ها را سيم خاردار كشيده بودند. ضدهوايي و توپ و تويوتا و چيزهاي ديگري هم بودند كه من حتي نامشان را نمي دانم. از دوستم پرسيدم:

- به نظرت اينا رو واسه چي اينجا آوردن؟

- لابد آوردن 16 آذر دانشجو ها رو به رگبار ببندن.

مردي كه از يكي از همين تويوتا ها پياده مي شد، صحبت ما را شنيد. گفت:

- نه خير، براي حفاظت از دنشجو هاست.

كمي كه دور تر شديم، دوستم آهسته گفت:

- حفاظت در مقابل چي؟

به جاي پيدا كردن پاسخ براي سوالش، ياد شعري از مرحوم حسين پناهي افتادم. "من امنيت را دوست دارم، ولي از پاسبان ها مي ترسم!" ...

.

.

.

پي نوشت 1: تو متن اصلي شعر مرحوم پناهي، اين جوري نوشته شده:" من قانون را دوست دارم، ولي از پاسبان ها مي ترسم!"

پي نوشت 2: اون دوستم، مصطفي بود.

پي نوشت 3: ببخشيد طولاني شد!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 19:13  توسط بابك مرادي | 
Project introduction:
From its conception, the original PowerLabs Linear Magnetic Accelerator ("Rail Gun", or "Railgun") was conceived for the primary goal of simply proving that it could be done; on a low budget, with common materials and powered by a never tried before electrolytic capacitor bank
.
 In that, it was extremely successful: Not only did the gun fire flawlessly over 30 times (it is not uncommon for research rail guns to break down in the first shot), but it also attracted vastly more attention than I could ever have hoped for:
After its page generated hundreds of thousands of hits, the gun was featured on Discovery Channel, TV6, numerous newspaper and magazine articles, and earned me several job offers from the private sector, research institutes, and industry. The highlight of the popularity of this project came in the form of two separate offers from laboratories associated with the department of defense (DoD), which, apparently can't hire me because I was not born in the USA (someone must  have forgotten that the majority of the best scientists and engineers in the world weren't born here

 Sam Barros

see the project in:http://www.powerlabs.org/railgun2.htm
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 0:41  توسط سيد محمد دزفوليان | 

... خيابان شيب كمي داشت. همين باعث شده بود سريع تر از حالت عادي قدم بردارم. سرم پايين بود. فقط يك متري جلوي پايم را مي ديدم.

- ببخشيد آقا ...؟!

يكي از آن دو دختر جواني كه كنار تلفن عمومي ايستاده بودند، من را صدا مي كرد. به نظر مي آمد دانشجو باشند. گفت:

- ميشه من يه شماره بگيرم، شما صحبت كنيد؟

- چي بگم؟

- بگيد با حبيب كار دارم.

شماره را كه گرفت، گوشي را به من داد.

- ببخشيد، با حبيب كار دارم.

- خودم هستم، بفرماييد ...

گوشي را به دختر جوان دادم. تشكر كرد! ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 22:48  توسط بابك مرادي | 
به نام خدا.

سلام و درود بر دوستان.

لطفا قبل از خواندن متن کامل این مقاله هیچ گونه پیش داوری از آن نکنید و آن را جانبداری یا قضاوت نابجا یا بیدینی یا هر تهمتی که میزنید ندانید.

این مقاله را بخوانید. اگر درست بود که خدا را شاکریم که چیزی به شما آموخته ایم و اگر اشتباه بود به ما نیز بگویید تا از گمراهی خارج شویم.

( امیدوارم که فیلترهای گمنام نظام این وبلاگ رو فیلتر نکنند.)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 13:22  توسط شاهد وفایی | 
میزبان یک مهمانی مجلل در رم، پایتخت ایتالیا، از مهمانان خود، که همه زنان جوان اهل خوشگذرانی بوده اند، پذیرایی غیرمنتظره ای کرده است. او به جای تعارف غذا و نوشیدنی به آنها از مهمانان خود دعوت کرده است، مسلمان شوند.
دعوت از مهمانان با وسواس زیادی انجام گرفته بود و میزبان مهمانی یکشنبه شب (15 نوامبر)، هویت خود را هنگام دعوت از مهمانان برملا نکرده بود.
زنان جوانی که به این مهمانی عجیب دعوت شده بودند بین سنین هجده تا 35 سال و قد آنها دست کم یک متر و هفتاد سانتیمتر بوده است.
به مهمانان گفته شده بود اجازه ندارند پیراهن یقه باز یا دامن کوتاه بپوشند.
دویست زن جوان خوشگذرانی که این شرایط را رعایت کرده بودند توسط اتوبوس به منطقه ای مرفه نشین در شهر رم برده شدند.
مهمانان بعد از عبور از قسمت نگهبانی به تالاری مجلل راهنمایی شدند و به آنها گفته شد، منتظر بمانند.
اما این انتظار به دراز می کشد و باعث می شود شمار زیادی از آنها شاکی شوند. در این مدت به آنها حتی یک لیوان آب هم نداده بودند.
یک ساعت بعد هویت میزبان اصلی این مهمانی مرموز برملا می شود - معمر قذافی، رهبر لیبی.
آقای قذافی برای شرکت در کنفرانس سازمان ملل متحد در باره بحران غذا به رم سفر کرده است.
رهبر لیبی بعد از آن که در میان مدعوین ظاهر می شود، شروع می کند به راهنمایی آنها و موعظه در باره نکات شگفت انگیز دین اسلام.
او به دویست زن جوانی که در این مهمانی حضور یافته بودند، گفت که اسلام بر خلاف آنچه برخی منتقدان استدلال کرده اند، دینی مبتنی بر عقاید ضد زن نیست و آنها را ترغیب کرد، مسلمان شوند.
یکی دو ساعت بعد از این ماجرا، مهمانان محل مهمانی را ترک کردند.
آنها، که معلوم بود کمی حیرانند، دو هدیه از معمر قذافی گرفتند: یک جلد قرآن و همچنین پنجاه یورو.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 14:28  توسط حمید رضا قاضیانی | 

دانلود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 14:6  توسط بابك مرادي | 
ماوس را روی مربع قرمز نگه داشته و آن را حركت دهید.
سعی كنید مربع قرمز رنگ با دیواره و مربع/مستطیل های آبی رنگ برخورد نكند.
اگر بتوانید بیشتر از 18 ثانیه از برخورد جلوگیری كنید، شما یك نابغه هستید!
گفته شده خلبانان نیروی هوایی آمریكا تا 2 دقیقه می توانند به بازی ادامه بدهند!

لینک

 

منبع:http://hot-baby.mihanblog.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 10:56  توسط سيد محمد دزفوليان | 

... تاريك و روشن غروب بود. وارد مغازه كه شدم، يك زن ميان سال و يك دختر بچه 7-8 ساله داخل بودند. از آن جايي هم كه مغازه خيلي هم بزرگ نبود، جايي زيادي براي تكان خوردن نداشتم. از همان جلوي در به مغازه دار پير سلام كردم. با مهرباني گفت:

- چي مخاي جوون؟!

- چتد تا برگه A4 و خودكار، داريد؟

خودكار و برگه ها را كه به من داد، پرسيدم:

- چقد ميشه؟

- 1400 تومن

وقتي كه يك اسكناس هزاري و يك پانصدي به او دادم، به جاي 100 تومن، 200 تومن به من داد و گفت:

- 100 تومن هم تخفيف واسه اون بند سبزت.

دختر بچه، ما را نگاه مي كرد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 9:8  توسط بابك مرادي | 

نمايندگان كتاب ركوردهاي گينس، نام يك پسر 18 ساله با قدي حدود 56 سانتيمتر را در اين كتاب و با عنوان «كوتاه‌ترين فرد در جهان» به ثبت رساندند.

39899_970.jpg



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 16:45  توسط محمود امیری | 

تو اين سري پست ها قراره كه يك دقيقه از هر روزم رو به صورت اتفاقي انتخاب كنم و بنويسم!

.

... صف تاكسي شلوغ بود ولي نه آن چنان شلوغ! تاكسي آمد. پيرمردي كه انتهاي صف ايستاده بود، دستگيره ي در تاكسي را گرفت و به همراه آن شروع به دويدن كرد. در حين دويدن با دختر جواني برخورد كرد. كاملا واضح بود كه دختر از اين برخورد ناراحت شد ولي چيزي نگفت. احتمالا احترام سنش را نگه داشت. بالاخره تاكسي ايستاد و پيرمرد نفس نفس زنان خود را به داخل ماشين انداخت. چند ثانيه بعد، پيكان سفيدي ترمز كرد. من و دختر جوان نيز سوار شديم و رفتيم ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 20:9  توسط بابك مرادي | 
از این پس به جای واژه ها ی زیر از معادل آنها استفاده می کنیم.

خیلی سخته دهنت سرویسه=خیلی راحت نیست

از این افتضاحتر دیگه نمیشه=جالب

آنالیز برداری=کل ریاضیات دانشگاهی دبیرستان راهنمایی  ابتدایی

ریاضی مهندسی=چکیده ای از (مخابرات-سیگنال-مدار۱و۲-کنترل-آنتن-وسایر دروس دوره ی لیسانس) 

تمام سعیت رو بکن تو  میتونی درک کنی=اتفاقی که می افته اینه که

جلسه ی بعدی کوئیز=همین ۵ ساعت دیگه کوئیز

۲ تا۳ سری تمرین=دنباله ی اعداد طبیعی از تمرین ها

حل تمرین=جلسه ی پرسش و پاسخ عده ای خاص

تی.ای=استاد خود مختار

سیستم بدن دانشجوی برق=موتور 10000mw

بازار کار خوب=لامپ فروشی و کار با بالابر های توانیر 

سابقه ی کار=بسیج فعال

توانایی و تجربه ی بیشتر=هر چی از قیافه بیشتر درآمده باشی

تغییر رشته بدلیل علاقه نداشتن به برق=مخم نمی کشه

همکلاسی ترم بالایی=فسیل

ایرانسل تالیا ایول به این برقیا=ایرانسل تالیا وای به حال برقی ها

هر که بامش بیشتر برفش بیشتر=هر که رشتش برقه دهنش سرویس تره

ز گهواره تا گور دانش بجوی=از ترم ۳ تا ترم ۸ مغناطیس بخوان

خواستن توانستن است=خواستن توانستن نیست

قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود=ذره ذره کم شود تا آخرش کچل شود

جوجه رو آخر پاییز میشمرند=خر خونا رو ترم بعد سر کلاس ماشین ۱ میشمرند.

 اعتراض به استاد=لج کردن

۱جلسه غیبت=جا ماندن از یک مثال که ۱ فصل است

افتادن ۱ درس=۲ سال جا موندن از بقیه

۲*۲=۵

ماکزیمم نمره در بوعلی=مینیمم نمره در سایر دانشگاه ها

به نظر شما برق مخفف چیه؟

.....................................

از این پس باید بدانید که مهندس شدید و باید به خودتون احترام بزارید

در نتیجه از محیط دبیرستان باید خارج بشید و به جای حل مسئله

به حدس مسئله بپردازید.

باید بدانید که واحد شمارش زمان در رشته ی برق یک مثال است

یک مثال =یک جلسه که ادامه دارد و به بی نهایت میل میکند.

بجای زجر کشیدن از حل سوال باید لذت برد.(جالبه)

از این پس باید عادت کنید که در خواب به حل مسئله بپردازید و سعی کنید

به حدسیات مورد نظر برسید

تذکر:این روش در سر جلسه ی امتحان جواب نمیدهد.

تذکر:هیچ روشی سر جلسه جواب نخواهد داد.زیرا پس از پر کردن

چندین برگه به این نتیجه میرسیم که باید از روش بعدی استفاده

کنیم دریغ از اینکه روش بعدی هم جواب را بدست نمیدهد.

توصیه:خودتون رو سر جلسه اذیت نکنید

صنایعیاش صلوات

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 16:18  توسط ميلاد ثقفي | 
سلام     سعی  میکنم    ی تحولی   تو  این  وبلاگ انجام  بدم  از  خیلی  از  نظرها  

فعلا  تو   پست اول  

پادشاهی که گارد حفاظتی اش 400 دختر  مجرد است!+عکس


به نظر خودم

معمرالقذافي یک آدم روانپریش و دیکتاتور هست یک احمق به تمام معنا

در سفر های خارجی یک خیمه با خودش میبره به همراه شتر که صبح ها بتونه شیر شتر بخوره و شبها هم زیر خیمه بخوابه

چند وقت پیش وقتی در سازمان ملل سخنرانی میکرد هنگام سخنرانی منشور حقوق بشر رو پاره میکرد و مینداخت پشتش !!!!

چهل ساله که با کودتای نظامی سر کار اومده و ادعا میکنه که از همه حرکت های انقلابی جهان حمایت میکنه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 21:57  توسط حمید رضا قاضیانی | 

سلام

دیروز که داشتم می رفتم سلف دیدم بچه ها دارن ظرفاشونو جلوی سلف می چینند چون خیلی گرسنه بودم توجهی نکردم و رفتم غذامو خوردم....

بعد که غذام تموم شد یکی از دوستام اومد گفت :به به!!! نوش جان !!!گوشت بشه به بدنت !!! توی غذا سوسک پیدا شده !!!!!!!!!!!!!!

خلاصه گفتم یه پست بذارم و به اونایی که از غذای دیروز نوش جان کردند تسلیت بگم و ارزوی طول عمر کنم !!!!

یه خبر جدید هم دارم که مسئولین می خوان سوپ سوسک رو هم به غذاها اضافه کنند تا هم بچه ها عادت کنند به خوردن سوسک هم اینکه سوسک های اشپزخونه بی مصرف نمونه!!!!!

 

 

راستی اگه گفتید سوسکش از کدوما بوده؟(از نوع فاضلابیش!!!!!)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 16:0  توسط محمود امیری | 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 20:51  توسط عباس شهبازیان | 
این عکس رو ببینید

حالا Ctrl+A رو بزنید و دوباره ببینیدش ...

عجیبه تعجب، نه؟ اگه فهمیدید از چه تکنیکی برای این تغییر چهره استفاده شده لطفا کامنت بگذارید و به بقیه هم یاد بدید.

توجه:فقط اگه Browser شما FireFox باشه ممکنه با Ctrl+A اتفاقی نیفته، خلاصه سعی کنید یه جوری Select ش کنید تا عکس تغییر کنه.

دزدیده شده از: http://ee88.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 23:38  توسط بابك مرادي | 
 سلام بچه ها :

یه روز با مصطفی معینی به اتاق کار پدرم رفتیم وقتی که بیرون اومدیم مصطفی گفت عجب کاریکاتور جالبی تو اتاق پدرت بود . منم بهش گفتم که برات کپی میگیرم . امروز به وبلاگ سر زدم و دیدم ای بابا اینجا جنگ بوده و ما رو خبر نکردن و هیچ کس حرف اون یکی رو قبول نداره پس خواستم که این کاریکاتور رو که یه ذره به حال الان ما ربط داره رو برای بچه ها بزارم

امیدوارم که بهش فکر کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 21:5  توسط محمد معروفي | 
 
صفحه نخست
اساس نامه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اين وبلاگ متعلق به جمعي از دانشجويان رشته ي برق دانشگاه بوعلي (ورودي 87) مي باشد.

مطالب و مندرجات يكي از نويسندگان وبلاگ، الزاما؛ منعكس كننده ي نظرات ساير نويسندگان نمي باشد.

نظرات شما بازديدكنندگان؛ حذف نخواهد شد. مگر در مواردي كه "مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي" باشد.

در صفحه ی نخست، فقط 18 پست آخر نمايش داده مي شود. براي دسترسي به نوشته هاي قديمي تر به آرشيو وبلاگ مراجعه كنيد.

اگر مایل به همکاری با این وبلاگ هستید به ما اطلاع دهید. (از طريق ايميل يا به صورت حضوري)

E-mail: mi6_ki6@yahoo.com

آخرین مطالب
دليل يابي
انا الله و انا الیه راجعون
يك دقيقه از زندگي دانشجويي - 4
A powerful project for power students
يك دقيقه از زندگي دانشجويي - 3
آزاد سیاسی 1 : نظام شاهنشاهی و نظام رهبری اسلامی.
آیا باید همه مسلمان شوند؟
سوالات برنامه نویسی - استاد صنعتی
بازی تمرکز
يك دقيقه از زندگي دانشجويي - 2
نوشته های پیشین
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
آرشیو موضوعی
يك دقيقه از زندگي دانشجويي
معما
سري تمرين هاي درس مدار 1
سری تمرین های درس مغناطیس
جزوه و نمونه سوال
معرفی رشته ی برق
نویسندگان
بابك مرادي
ميلاد ثقفي
مصطفي معيني
بابک کشاورز
سروش ملكي
حسین رنجبر
سيد محمد دزفوليان
مهتا فدایی نیا
پويا قادري
بختيار ويسي
میلاد نعمتی
محمد معروفي
مهدی نوروزی
شاهد وفایی
ادریس مظفری
مهرداد نصري
مسعود عسكري
عباس شهبازیان
محمود امیری
سوگند شجاعی
حمید رضا قاضیانی
پیوندها
سايت دانشگاه بوعلي سينا
انجمن علمي برق بوعلي سينا
گرد آوري جزوات برق
دكتر سهيل گنجه فر
دانشجویان مهندسی دانشگاه آزاد ارومیه
گروه كامپيوتر دانشگاه آزاد زاهدان
گنجینه نرم افزار و مطالب تخصصی رشته برق
Jondi Shapoor University of Technology
برق (قدرت) بوعلي 86
برق بوعلي 88
كامپيوتر بوعلي 87
كامپيوتر بوعلي 88
مكانيك بوعلي 88
متالوژي بوعلي
يادداشت هاي يك دختر ترشيده
كوچه ي مرد ها
رضا سروش
خاطرات يك عاقد
!sam Barros 'powerLabs
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM